شرکت توسعه فناوری زیر سطحی اروند حمید

 

کپی برداری با ذکر منبع بلامانع

اهمـیـت تـــوقف هـــای ایمنی در عمق زیــاد

بازنگری الگــوهای صعـود در غــوص هــای فشاربـــرداری

نویسنده : ریچارد ال پایل

ترجمه :اروند حميد

قبل از شروع بگذارید موضوعی را کاملا"روشن کنم ، من شیفته ماهی ها هستم ( یعنی ماهی شناسی ) الغرض ، این توضیح دو معنا دارد . اول اینکه من عمری را زیر آب گذراندم  و دوم ، اگر چه من  زیست شناسم  و  تا  حدودی  از فیزیولوژی جانوران سر در می آورم ، اما کارشناس فیزیولوژی فشاربرداری نیستم  وقتی  دارید  چیزهایی را که من باید بگویم ، می خوانید حواستان به این دو موضوع باشد .

مدتها پیش از آنکه پدیده ای به نام (غواصی فنی ) وجود داشته باشد ، غوصهای بسیار زیادی در عمق 220-180 فوت انجام می دادم و چون تعداد غوص ها بسیار زیاد بود دست آخر متوجه وجود الگوهایی در غوص کردن شدم . تقریبا" همیشه بعد از این غوص ها تا حدودی احساس خستگی و کسالت می کردم . برای من آشکار بود که بروز این عوارض پس از غوص بیشتر به تجمع گازهای خنثی مربوط میشود تا خستگی بدنی یا قرار گرفتن در معرض حرارت ، چون بطور کلی وقتی کمتر از یک ساعت را در عمق 200 فوت آب می گذراندم این عوارض بطور خیلی شدیدتری نسبت به زمانی که بین چهار تا شش ساعت در عمق های خیلی کمتر غوص می کردم ، ظاهر می شدند .

نکته جالب این بود که این عوارض همیشه وبه یک شکل ظاهر نمی شدند . گاهی اوقات من هیچ کدام از عوارض پس از غوص را احساس نمی کردم و گاهی پس از غواصی به علت شدت خواب آلودگی برایم بسیار دشوار بود که بیدار بمانم و فاصله محل کار تا خانه را رانندگی کنم . تلاش میکردم تا میان شدت عوارض و فاکتورهای بسیار زیادی همچون زمان در آب بودن ، زمان اضافه ای که در توقف های فشار برداری 10 فوتی سپری می شد ، قدرت جریان آب ، شفافیت آب ، دمای آب ، مقدار خواب شب پیش از غواصی ، سطح آبزدایی بدن .... شما این اسم را بهش دادید رابطه ای پیدا کنیم اما به نظر می رسید هیچ رابطه ای میان آنها و عوارض پس از غوص وجود نداشته باشد . بالاخره علتش را فهمیدم – در غوص هایی که ماهی جمع آوری می کردم ، هیچ گاه خستگی و عوارض پس از غوص سراغم نمی آمدند و غوص هایی که در آنها چیزی عایدم نمی شد ، معمولا" عوارض پس از غوص را به دنبال داشت . در عجب بودم که این رابطه تا چه حد پایدار است .البته ، مشکل این بود که این رابطه هیچ معنایی نداشت . چرا میباید رابطه ای میان ماهی گرفتن و عوارض پس از غوص وجود داشته باشد در واقع میبایست انتظار عوارض شدیدتر را پس از غوص های همراه با ماهیگیری داشت چون در این غوص ها تلاش و فعالیت من در زیر آب معمولا" بیشتر بود ( ماهیگیری همیشه کار آسانی نیست ) اگر چه تفاوت دیگری هم وجود داشت . می دانید که اغلب ماهی ها دارای اندامی داخلی هستند که با گاز پر شده و (( مثانه هوا )) نامیده می شود و در واقع بر قرار کننده حالت شناوری ماهی ها در آب می باشد . اگر یک ماهی را مستقیما" از عمق 200 فوتی به سطح آب بیاوریم ، مثانه هوایی اش تا تقریبا" هفت برابر اندازه واقعی اش افزایش حجم می یابد و به اندام های دیگر آسیب می رساند . من می خواستم ماهی هایی را که می گیریم زنده نگه دارم ،و به همین خاطر در طول صعودم به سطح آب در نقاطی توقف میکردم و بطور موقت یک سوزن زیر جلدی را در مثانه ششهای ماهی فرو میکردم تا گازهای اضافی خارج شوند . در حالت عادی این کار را در عمقی خیلی بیشتراز عمق اولین توقف فشار برداری انجام میدادم . مثلا" در غوصی که عمق آن بطور متوسط 200 فوت است ، اولین توقف فشار برداری معمولا" در نزدیکی عمق 50 فوتی است ، در حالی که حدودای عمق 125 فوتی باید به خاطر ماهی توقف میکردم . به همین خاطر هر وقت ماهی می گرفتم ، صعود من شامل یک توقف دو تا سه دقیقه ای اضافی در عمقی بسیار بیشتر از عمقی که اولین توقف فشاربرداری لازم بود در آن انجام گیرد ، می شد . متاسفانه این هم هیچ معنایی نداشت . وقتی که شما توجه تان را تنها معطوف تنش های ناشی از گازهای نامحلول در خون و بافت ها می کنید ( چنانچه همه الگوریتم های فشاربرداری مورد استفاده امروزه چنین می کنند )  در غوص هایی که دارای توقف های عمیق تری هستند ، انتظار مشکلات فشار برداری بیشتری خواهید داشت چون در آنها زمان بیشتری در عمق بیشتر گذرانده می شود . مانند کسی که به آنچه واقعا" در دنیای واقعی رخ میدهد  اعتقاد بیشتری دارد تا آنچه که بر اساس دنیای تئوری ها باید اتفاق بیافتد ، تصمیم گرفتم توقف هایی در عمق زیاد را در همه غوص های فشار برداری ام بگنجانم ، صرف نظر از اینکه ماهی گرفته بودم یا نه . میدانید چه اتفاقی افتاد ؟ همه خستگی ها و عوارض پس از غوص واقعا" با هم از بین رفتند . شگفت انگیز بود . عملا" دست بکار شدم و در بعد ازظهرروزهایی که در صبح غوص عمیق انجام داده بودم ، در مورد کشف حیرت انگیزم با مردم صحبت می کردم . اما همیشه با بدبینی آنها مواجه می شدم و گاهی هم سخنرانی های عبوسانه از سوی کارشناسان در مورد اینکه چقدر نظر من اشتباه است . نظر قطعی آنها این بود که شما باید به سرعت از عمق زیاد خارج شوید تا تجمع گاز اضافی به حداقل برسد . چون آدمی نبودم که سرم برای دعوا درد کند دیگر در مورد(( توقف های فشاربرداری در عمق زیاد )) با کسی حرفی نزدم . پس از گذشت سال ها بیشتر به اهمیت این توقف ها در کاهش احتمال بروز بیماری فشار برداری پی می بردم . همه مواردی که عوارض پس از غوص سراغم می آمدند ، از یک خستگی گرفته تا درد شانه و در یک مورد هم ناتوانی حرکت دستها و پاها ، مربوط به غوص هایی بودند که توقف برای فشار برداری در عمق زیاد را از آنها حذف کرده بودم .  بعنوان یک دانشمند حرفه ای ، باید از مکا نیسمی که در پس این پدیده قرار گرفته بود سر در می آوردم . به همین ترتیب ، همیشه با تناقض آشکاری که در نمایه فشار برداری ام وجود داشت ، دچار دردسر می شدم . پس از آن در سخنرانی دکتر دیوید یونت در مجمع سا ل 1989 آکادمی آمریکایی علوم زیر سطحی حضور یافتم . برای کسانی که او را نمی شناسند باید بگویم که دکتر یونت ، پروفسور فیزیک در دانشگاه هاوایی و یکی از ابلاغ کنندگان ((مدل تراوایی متغیر )) برای محاسبه فشار برداری است . در این مدل حضور میکرو نوکلی ( حباب های فاز گازی در خون و بافت ها ) و فاکتورهایی که باعث بزرگترشدن و یا از میان رفتن آنها در طول فشار برداری می شود ، در نظر گرفته شده است . نتیجه نهایی این است که در مدل تراوایی متغیر بر لزوم توقف های فشار برداری اولیه تاکید شده است . این توقف ها در عمقی خیلی بیشتر از آنچه مدل های فشار برداری نئو – ها لید انیان (که کابین – مبنا می باشند ) پیشنهاد می کنند ،صورت می گیرد. و بالاخره علت آن بر من آشکار شد . ( برای توضیحات بیشتر در مورد مدل تراوایی متغیر فصل ششم بهترین انتشارات فیزلوژی و پزشکی هوای فشرده ، یونت 1988 را بخوانید )از آنجایی که شما می دانید من کارشناس فیزلوژی غواصی نیستم ،بگذارید آنچه را که فهمیده ام به شیوه ای برایتان شرح دهم که غواصان تحصیل کرده بتوانند معنای آنرا در یایند . اول آنکه اغلب خوانندگان این مقاله اطلاع دارند که حباب های درون عروقی به طور معمول پس از اغلب غوص ها مشاهده می شوند ( حتی غوص هایی که دارای عملیات فشار برداری نیستند ) حباب ها وجود دارند اما حضور آنها همیشه منجر به بروز عوارض بیماری فشار برداری نمی شود . در حال حاضر اغلب غوص های فشار برداری در عمق زیاد بوسیله غواصان فنی ( که با غواصان نظامی یا تجاری متفاوت هستند) اجرا می شوند و عمدتا" غوص های زیر اشباع می باشند . بعبارت دیگر دارای زمان ته آب نسبتا" کوتاهی هستند ( من در این متن 2 ساعت در عمق 300 فوت را زمان ته آب «کوتاهی» در نظر گرفته ام ) وابسته به عمق و مدت زمان غوص و مخلوط گازی مورد استفاده ، معمولا" یک «کشش» صعودی نسبتا" طولانی بین ته آب و اولین توقف فشار برداری وجود دارد که توسط هر مدل کابین مبنای نظری محاسبه می شود . هر چه زمان ته آب کوتاهتر باشد، این کشش صعودی بیشتر میشود تفکر منطقی به ما میگوید که شما باید عمق زیاد را هرچه سریعتر می توانید ترک کنید تا تجمع گاز اضافی را به حداقل ممکن برسانید . حتی بسیاری از مردم اعتقاد دارند که در قسمت های عمیق تر آب غواص باید با سرعت بیشتری صعود کند. مهمترین نکته این است که غواصان معمولا" با کاهش نسبتا" آشکاری در فشار محیط که در دوره های زمانی نسبتا" کوتاه رخ میدهد صعود می کنند . درست طوری که بتواند هر چه سریع تر عمق زیاد را ترک کنند . به نظر من، مشکل همین جاست. ممکن است این موضوع به زمان مورد نیاز برای گردش خون در کل سیستم گردش خون یک غواص معمولی مربوط باشد. ممکن هم است مربوط به حباب های ریزی شود که هنگام عبور خون از درون دریچه های قلب تشکیل می شوند و به علت انتشار گاز از خونی که آنها را احاطه کرده بزرگتر می شوند .دلیل فیزیولوژیکی این موضوع هر چه باشد ، به نظر من طی صعود بدون توقف اولیه از عمق آب این حباب ها تشکیل می شود و یا افزایش اندازه آنها تقویت میشود. در سال گذشته من چیزهای زیادی در مورد فیزیک حباب ها آموختم، بیش از آنچه که به مطالب این مقاله مربوط شود – این آموخته ها را برای کسی می گذارم که واقعا از آنها سر در می آورد. عجالتا" همین قدر کافی است که بگویم، بزرگ یا کوچک شدن یک حباب بستگی به فاکتورهای پیچیده متعددی دارد و یکی از آنها اندازه حباب در زمانی مشخص است. حبابهای کوچکتر قابلیت بیشتری برای کوچکترشدن طی فشار برداری دارند و حبابهای بزرگتر نیز قابلیت بیشتری برای بزرگترشدن دارند و احتمالا" منجر به بروز بیماری فشاربرداری می شوند. بنابراین برای کاهش احتمال بروز بیماری فشابرداری، مهم است که اندازه جبابها را کوچک نگه داریم . صعودهای نسبتا" سریع از عمق زیاد بسوی اولین ایستگاه فشاربرداری تعیین شده باعث کوچک نگه داشتن حبابها نمی شود . از طریق کند کردن صعود اولیه بسوی اولین ایستگاه فشاربرداری ( منظور از آن اضافه کردن یک یا چند توقف فشاربرداری پیش از آن است ) شاید بتوان اندازه حباب ها را به حد کافی کوچک نگه داشت تا طی بقیه توقفهای فشاربرداری، کوچکتر شوند. اگر چیزهایی که می گویم درست باشد، گمان می کنم که تغییرات فراوان در احتمال وقع بیماری فشاربرداری بیشتر که مربوط به الگوی صعود از ته آب بسوی اولین توقفگاه فشاربرداری باشد تا اینکه به بقیه نمایه فشاربرداری مربوط شود. بیماری فشاربرداری پدیده ای فوق العاده پیچده است- پیچیده تر از اینکه حتی پیشرفته ترین دانشمندان فیزیولوژی غواصی بتواند آن را توضیح دهند. بد شانسی این است که احتمالا" ما هرگز بطور کامل از آن سر در نخواهیم آورد و علت اصلی آن آشفتگی غیر قابل باور بدن انسان است و این سطح آشفتگی مانع هر گونه تلاشی برای پیش بینی درباره چگونگی پیشگیری از وقوع بیماری فشردگی است . ولی من فکر می کنم که ما بعنوان غواصان فشاربرداری زیر اشباع می توانیم با تغییر دادن شیوه صعود اولیه از عمق زیاد تا حد قابل ملاحظه ای احتمال ابتلا به آن را کاهش می دهیم .بسیاری از شما لابد در این فکر هستید «اما او که گفت کارشناس فیزیولوژی غواصی نیست ، چرا باید به او اعتماد کنم ؟ » اگر دارید به این موضوع فکر می کنید ، بسیار خوب است چون این دقیقا" چیزی است که من از شما می خواهم به آن فکر کنید زیرا شما نباید به سادگی به من اعتماد کنید. بنابراین سری به ،شماره سوم مجله دیپ تک ، سپتامبر 95 بزنید و مقاله بروس ونیک را بخوانید . می دانم که این مقاله در مورد چیزهای نسبتا" دشواری صحبت کرده است و شما باید آنراچندین مرتبه بخوانید تا از آن سر در بیاورید به شما پیشنهاد می کنم به آکوا کوریس تلفن کنید و نوار کاست شماره 9 ( استراتژی های فشاربرداری حباب ) کنفرانس تک. 95 را سفارش دهید و به اریک میکن گوش دهید که به مواردی در مورد فیزیک گازها اشاره می کند که احتمالا" قبلا" آنها را نمی دانستید . حال که دنبال این کار را گرفته اید ، نوار کاست جلسه «فهمیدن جدولهای تریمیکس در کنفرانس اخیر تک.96 را نیز سفارش دهید. شما می توانید در این کاست به سخنان اندر گالرن ( که شاید بتوان او را پدر تریمیکس نامید ) گوش دهید او در مورد چگونگی کاهش آشکار بیماری فشاربرداری پس از افزودن توقف های فشار برداری بر آنچه جدولها پیشنهاد می کنند ، صحبت می کند.در نوار کاست مشابهی می توانید سخنرانی ژان – پیرایمبرت از کومس ( عملیات غواصی تجاری فرانسه که بعضی از عمیق ترین غوص های جهان را اجرا کرده است ) در مورد یک روش کاملا" جدید برای بررسی نمایه فشار برداری را بشنوید . این نمایه شامل توقف های اولیه ای می شود که در عمق بسیار بیشتری از آنچه اغلب جدولها پیشنهاد می کنند ، صورت می گیرد. چرا از جورج ایروینگ نی پرسید منظورش از افزودن « سه یا چهار توقف  کوتاه در عمق زیاد پیش از اولین توقفی که هر کدام از برنامه های [فشاربرداری ] توصیه می کنند چیست ؟ (شماره چهارم مجله دیپ تک ، ژانویه 96 ) اگر اینها کافی نیست به سخن سر دبیر در مجله الرت دایور، فوریه/ژانویه 1996 از دکتر پیتر بنت مراجعه کنید. او درباره موضوعی که در اصل با این مقوله مشابه است در قالب غواصی تفریحی صحبت می کند اگر واقعا می خواهید در این باره مقاله بخوانید که چشمتان را باز کند گزارشی در مورد عادات ماهیگیران غواص در تورس استریت نوشته لمیسوریروهیلز را بخوانید (نام آن در بخش منابع در انتهای همین مقاله آمده است ) این لیست همچنان ادامه دارد . نکته مهم اینست که ظاهرا" من تنها تبلیغ کننده شیوه توقف های فشاربرداری در عمق زیاد نیستم . آیا هنوز نسبت به این موضوع تردید دارید؟ بگذارید این طور بپرسم : آیا فکر می کنید که به اصطلاح «توقف های ایمنی » بعد از به اصطلاح غوص های « بدون فشار برداری» در کاهش احتمال بروز بیماری فشاربرداری مفید هستند ؟ اگر چنین فکر نمی کنید به شما پیشنهاد می کنم نگاهی به آمار و ارقام منتشر شده از سوی دایورز الرت نتوورک بیندازید. و اگر چنین اعتقادی دارد، از هم اکنون «توقف های عمق زیاد » را به برنامه  غواصی «بدون فشار برداری » خود اضافه کنید . اگر این کار باعث می شود احساس بهتری داشته باشید ، پس توقف های فشاربرداری اضافی در عمق زیاد را توقف های ایمنی در عم زیاد بنامید و آنها را پیش از صعود به سمت اولین ایستگاه فشاربرداری تعیین شده انجام دهید .بعضی از شما ممکن است در این فکر باشید که هم اکنون نیز توقف های ایمنی در غوص های فشاربرداری من وجود دارد- من همیشه 10 یا 20 فوت عمیق تر از اولین ایستگاه فشاربرداری تعیین شده توقف می کنم این کار شما قدمی در جهت صحیح محسوب می شود اما آن چیزی که من در اینجا از آن صحبت می کنم نیست . حتما می پرسید : چرا نیست ؟ « من توقف های ایمنی در غوص های بدون فشار برداری را در عمق 20 فوتی انجام می دهم چرا نباید توقف های ایمنی عمیقم را 20 فوت زیر سقف تعیین شده انجام دهم ؟ » پاسخش را من به شما میگویم. چون توقف های ایمنی باعث جلوگیری از رشد حباب ها می شوند و رشد حبابها تا حدودی نتیجه تغییر در فشار محیط است و نه نتیجه تغییر عمق طولی . فرض کنید که بع از غوصی تا عمق 75 فوتی ، شما یک توقف ایمنی در عمق 20 فوتی انجام می دهید . فشار محیط در سطح دریا ATA   1 است . فشار محیط در عمق 75 فوتی تقریبا" ATA 3/3 و در توقفگاه ایمنی شما که عمق 20 فوتی است ATA  6/1 است که تقریبا" حد وسط فشار ATA 1 و ATA 3/3 است . حالا فرض کنید که دارید غوص 200 فوتی انجام می دهید ( در فشار تقریبا ATA  7 ) و اولین توقفگاه فشاربرداری در عمق 50 فوتی برای شما تعیین شده است ( در فشار تقریبا ATA  5/2 ) . حد وسط فشار محیط بین این دو عمق ATA 75/4 یا کمی کمتر از عمق 125 فوتی است . بنابراین در این غوص شما باید توقف های ایمنی عمیق خود را در عمق 125 فوتی انجام دهید. دقیقا" همان عمقی که من متوقف می شدم تا سوزنهای زیر پوستی را به ماهی های کوچکم بزنم.البته این را هم باید بگویم که فیزیک و فیزیولوژی خیلی پیچیده تر از این هستند ممکن است فشار های محیط حد وسط عمق ایده آل برای توقف های ایمنی نباشند . در واقع تقریبا" با اطمینان می توانم به شما بگویم که نیستند. براساس آنچه از مدلهای فشاربرداری حباب – مبنا دستگیرم شده است ، می توانم بگویم که توقف های فشاربرداری اولیه باید نتیجه ای از تغییرات در فشار مطلق محیط باشند ، نه اینکه نتیجه تغییرات در فشار نسبی محیط . بنابراین این توقف ها در اغلب غوص های فشار برداری باید در عمقی بیشتر از فشار محیط حد وسط انجام گیرند . متاسفانه من شدیدا" در مورد اینکه کامپیوترها شروع به استفاده از الگوریتم ها ی  فشار برداری  حباب  مبنا کنند و یا حداقل شکل های کامل نشده این الگوریتم ها را به کار ببرید، شک دارم تا آن زمان ، غواصان فشار برداری ، به روش ساده تر نیاز داریم حسابی سر انگشتی که استفاده از آن نیار به قدرت پردازشگری کامپیوترهای اکتریکی  نداشته باشد . شاید روش ایده آل این باشد که به سادگی سرعت صعود را در طول قسمت های   عمیق صعود کاهش دهیم . متاسفانه انجام دادن این کار – خصوصا در آب ها ی آزاد، دشوار است . در عوض فکر می کنم شما باید یک یا چند توقف کوتاه مدت جداگانه را در صعود های طولانی تان بگنجانید تا صعود از عمق به سطح به چند قسمت تقسیم شود . از نظر فیزیولوژیکی چه این کار صحیح باشد و چه نباشد ، شما به این توقف ، به عنوان حفره های توقفی نگاه کنید که به بدن شما امکان می دهد با تغییرات فشار محیط سازگار شود .

شیوه من برای گنجاندن توقف های ایمنی عمیق در برنامه صعود این است :

1-     با استفاده از نرم افزاری که همیشه استفاده می کنید ، نمایه فشاربرداری غوصی را که می خواهید انجام دهید، محاسبه کنید.

2-     فاصله بین عمیق ترین نقطه غوص ( در زمانی که صعود آغاز میشود ) و اولین توقفگاه فشاربرداری که از قبل تعیین شده است را بدست آورید و نقطه حد وسط آن را بیابید . اگر تمایل داشته باشید می توانید فشار محیط حد وسط بین این دو نقطه را به کارببرید، اما برای اکثر غوص ها در غواصی فنی، فاصله حد وسط طولی به اندازه کافی نزدیک خواهد بود و محاسبه آن آسان تر است . این عمق اولین توقف ایمنی شما خواهد بود و توقف در آن حدود دو تا سه دقیقه طول خواهد کشید .

3-     با گنجاندن توقف ایمنی عمیق در نمایه خود، نمایه فشاربرداری را دوباره محاسبه کنید. ( اغلب نرم افزارها می توانند محاسبات نمایه ای  را در چند سطح انجام دهند )

4-     اگر فاصله بین اولین توقف ایمنی عمیق و اولین ایستگاه فشاربرداری تعیین شده بیشتر از 30 فوت است، دومین توقف ایمنی عمیق را در نقطه ای در حد وسط بین اولین توقف ایمنی عمیق و اولین ایستگاه فشاربرداری تعیین شده قرار دهید.

5-     در صورت لزوم این کار را تکرار کند تا وقتی که فاصله بین آخرین توقف ایمنی عمیق و اولین ایستگاه فشاربرداری تعیین شده به کمتر از 30 فوت برسد .

 برای مثال، تصور کنید که می خواهید یک غوص تریمیکس در عمق 300 فوتی انجام دهید و طبق محاسبات کامپیوتری، نرم افزارتان اولین ایستگاه فشاربرداری را در عمق 100 فوتی تعیین کرده است. شما باید نمایه فشاربرداری را با اضافه کردن توقف های کوتاه ( 2 دقیقه ای ) در عمق های 200 فوتی، 150 فوتی، و 125 فوتی مجددا" محاسبه کنید. البته، از آنجا که نرم افزارتان فرض را بر این گذاشته است که در طول این توقف ها شما هنوز در حال اسفتاده از ذخیره گازی تنفسی هستید، بفیه زمان فشاربرداری محاسبه شده کمی طولانی تر از حالتی می شود که شما توقف های ایمنی عمیق را در برنامه صعود قرار نداده بودید . اگر چه بر اساس تجربه خودم و به طور آشکار تجربه بسیاری از افراد دیگر، کاهش احتمال بروز بیماری فشاربرداری خیلی با ارزش تر از هزینه های گذراندن زمان بیشتری در آب است. در واقع حاضرم شرط ببندم که محاسن توقف های ایمنی عمیق آنچنان زیاد هستند که شما واقعا" می توانید کل زمان فشاربرداری را کاهش دهید ( با انجام دادن توقف های کوتاهتر در عمق کمتر) و باز هم خطر ابتلا به بیماری فشاربرداری را کاهش دهید- اما تا زمانی که کسی پیدا شود و با فراهم آوردن دلایل کافی علت این تضاد را توضیح دهد، اطمینان داشته باشید این روش ایمن است و این زمان اضافه را برای فشاربرداری حذف کنید. و نکته آخر اینکه هر کسی مطالب و مقالات من را در اینترنت می خواهد، به خوبی میداند که من به شدت طرفدار ایده به عهده گرفتن مسئولیت شخصی در امر غواصی هستم اگر شما تصمیم گرفته اید پیشنهادات من را به کار ببندید و توقف های ایمنی در عمق زیاد را در غوص های فشاربرداری تان انجام دهید، بسیار عالی است . اگر هم قصد دارید که نمایه های فشاربرداری خودتان را که توسط کامپیوتر تولید شده اند، دنبال کنید، باز هم عالی است. اما هر کاری که می کنید مسئولیت آنچه که در زیر آب برایتان اتفاق می افتد ، کاملا" و تماما" به عهده خودتان است. محض رضای خدا شما پستانداران زمینی هستید – و آنچه در درجه اول قرار می گیرد این است که زیر آب کاری برای انجام دادن ندارید- اگر نمی توانید مسئولیت کارتان را به عهده بگیرید ، پس خارج از آب بمانید . اگر بر اساس روش پیشنهادی من در غواصی توقف های ایمنی را به کار بردید و پس از آن دچار مشکل و گرفتاری شدید ، تقصیر خودتان است چون به اندازه ای نادان بودید که برای فشاربرداری نصایح یک ماهی شناس را به کار گرفتید.